تبریک روز مادر به همه مادران نمونه

بسم الله الرحمن الرحیم (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله): «کانَتْ مَرْیَمُ سَیِّدَةَ نِساءِ زَمانِها، امَّا ابْنَتِی فاطِمَةُ فَهِیَ سَیِّدَةُ نِساءِ الْعالَمِینَ مِنَ الْاَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ». مریم بانوی زنان عصر خود بود، اما دخترم فاطمه بانوی همه زنان جهان از اوّلین و آخرین است.

با عرض سلام به همه شما دوستان عزیزی که از وب من دیدن می کنید از شما معذرت می خواهم به خاطر وقفه ۲۰ روزی که در بروز کردن وبم به خاطر ایام عید و مسافرت و مهمان اتفاق افتاد و پیشا پیش تولد بزرگ بانوی اسلام ، ام ابیها را که به خاطر این بانوی بزرگ این روز را روز مادر و زن نامیده اند را به همه شیعیان مخصوصا مادران و زنان نمونه تبریک می گویم

در حدیثی از زبان عایشه در بار فضائل حضرت زهرا(س)

 ما رَایْتُ احَداً اشْبَهَ کَلاماً وَ حَدِیثاً مِنْ فاطِمَةَ بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ کانَتْ اذا دَخَلَتْ عَلَیْهِ رَحَّبَ بِها، وَ قامَ الَیْها، فَاخَذَ بِیَدِها فَقَبَّلَها، وَ اجْلَسَها فِی مَجْلِسِهِ

 من هیچ کس را در سخن گفتن از فاطمه شبیه‏تر به رسول خدا صلی الله علیه و آله ندیدم، هنگامی که وارد بر پدر می‏شد به او خوش آمد می‏گفت، و در برابر دخترش فاطمه بر می‏خاست، دست او را می‏گرفت و می‏بوسید، و او را در جای خود می‏نشاند».

احترام به پدر و مادر

قال الله تعالی : وقضی ربک الاّتعبد الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبراحدهما او کلاهما فلا تقل لهما افِ و لا تنهرهما وقل لهما قولا کریما. "آیه 23 اسری"

و پرودگارت فرمان داد جز او را نپرستید و به پدر و مادر احترام نیکی کنید و هرگاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسند  کمترین اهانت را به آنها روا مدار و برآنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده  و برگوارانه به آنها بگو .

قال الصادق علیه السلام : من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان له لم یقبل الله له صلوةُ.

هر کس با چشم بغض و کینه به پدر و مادر خود که به وی ستم کرده اند نگاه کند نمازش مورد قبول الهی واقع نمی شود.

جواب سلام اباعبدالله الحسین به خاطر احترام به پدر و مادر

عالم زاهد و وارسته زمانش مرحوم شیخ حسین بن شیخ مشکور رضوان اللّه تعالى علیه فرمود:
در عالم رؤ یا دیدم در حرم مطهر حضرت ابا عبداللّه (ع ) مشرف هستم و حضرت در آنجا تشریف دارند.
یک نفر جوان عرب معدى (دهاتى ) وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام کرد و حضرت با لبخند جوابش دادند.
فرداى آن شب که شب جمعه بود به حرم مشرف شدم و در گوشه حرم توقف کردم ناگهان آن جوان عرب معدى را که در خواب دیده بودم وارد حرم شد و چون مقابل ضریح مقدس رسید با لبخند به آن حضرت سلام کرد ولى حضرت سیدالشهداء (ع ) را ندیدم و مراقب آن عرب بودم تا از حرم خارج شد.
عقب سرش رفتم و سبب لبخندش را با امام (ع ) پرسیدم .
و تفصیل خواب خود را برایش نقل کردم و گفتم چه کرده اى که امام (ع ) با لبخند بتو جواب مى دهد.
گفت : مرا پدر و مادر پیرى است و در چند فرسخى کربلا ساکنیم و شبهاى جمعه که براى زیارت مى آیم یک هفته پدرم را سوار بر الاغ کرده مى آوردم و یک هفته هم مادرم را مى آوردم .
تا اینکه شب جمعه اى که نوبت پدرم بود چون سوارش کردم مادرم گریه کرد و گفت : مرا هم باید ببرى شاید هفته دیگر زنده نباشم .
گفتم : باران مى بارد، هوا سرد است ، مشکل است ، نپذیرفت ناچار پدر را سوار کردم و مادرم را بدوش کشیدم و با زحمت بسیار آنها را به حرم رسانیدم و چون در آن حالت با پدر و مادرم وارد حرم شدم حضرت سیدالشهداء (ع ) را دیدم و سلام کردم آن بزرگوار برویم لبخند زد و جوابم را داد و از آن وقت تا بحال هر شب جمعه که مشرف مى شوم حضرت امام حسین (ع ) را مى بینم و با تبسم جوابم را مى دهد.([1]

احترام به مادر
روزى یک نفر به حضور استاد ابواسحاق که از دانشمندان بزرگ است آمده و گفت : در خواب دیدم که محاسن تو با جواهرات و در و یاقوت زینت داده شده جواب داد که خواب تو درست است ، زیرا من شب گذشته محاسن خود را زیر پاى مادرم گذاشت.[2]


[1]  نقل از داستان شگفت آیت الله دستغیب

[2]  رنگارنگ ، ص 434

/ 0 نظر / 14 بازدید